مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

11

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

به صفات خداوند به چشم مىخورد . مؤلف ، در فصل دوم ( ص 58 به بعد ) دربارهء نفر دوم از آن سه نفر ، ابو عبيده معمر بن ثقفى ( م 110 ) و كتابش « مجاز القرآن » داد سخن داده است . ابو عبيده نيز از موالى و ايرانى و از سران شعوبيه و از اهل بصره بود ، از نژاد ايرانى و برترى آنان بر عرب دفاع مىكرد و در اين زمينه داستانى را نقل مىكند . او نزد ابان بن عثمان بن يحيى اللؤلؤيى و يونس بن حبيب و ابى عمرو بن العلاء علم آموخته و از هشام بن عروة حديث نقل مىكرده و به مسلك خوارج تمايل داشته است . دانش او در حدى بود كه « جاحظ » درباره‌اش گفته است ( ص 40 ) : « در روى زمين فردى خارجى و اجماعى ( يعنى طرفدار خلفا ) داناتر به جميع علوم از ابو عبيده پيدا نمىشود » . مؤلف ، دربارهء ريشهء فرهنگى ابو عبيده كه جدش يهودى و خودش ايرانى بوده بحث مىكند و مىگويد : « كتابهاى او از ميان رفته و لهذا ما نمىتوانيم به اثر يهوديّت او پى ببريم ، امّا آثار ايرانى بودنش همان شعوبى بودن اوست كه از راههاى گوناگون آن را اظهار مىكرده است . مؤلف ، آنگاه به آثار فرهنگ عربى ابو عبيده پرداخته و اينكه گسترش فرهنگى او در اين خصوص او را از بصره به دربار هارون در بغداد كشانده است . ابو عبيده به گفتهء ياقوت ( ص 70 ) اولين كسى است كه « غريب الحديث » نوشته است و سرانجام بحث را راجع به كتاب « مجاز القرآن » و انگيزهء تأليف آن ، ادامه داده است . مراد او از « مجاز » معنى اصطلاحى اين كلمه مقابل حقيقت نيست ، بلكه مرادش تعبيراتى است كه با عنايتى خاص در كلام عرب وجود داشته و قرآن آن روشها را به كار بسته است . مثل : « و من مجاز ما حذف فيه مضمر قال : ( و سئل القرية الّتى كنّا فيها و العير الّتى اقبلنا فيها ) فهذا محذوف فيه ضمير ، مجازه ( و سئل اهل القرية و من فى العير » . ظاهرا منشأ آن اصطلاح ، همين تعبيرات ابو عبيده است هرچند گفته‌هاى او بر همهء اقسام مجاز كه بعدا در علم بلاغت آمده منطبق نمىشود .